نویسندگی و تولید محتوا
هرچند «تولیدکنندهی محتوا» و «نویسنده» هر دو متن تولید میکنند، اما اگر فرآیند رسیدن آنها به متن را با یکدیگر مقایسه کنیم، باید ادعا کنیم که هر کدام از سیارهی متفاوتی آمدهاند. انتخاب دغدغه، تعیین مسئله، شیوهی مفصلبندی ایدهها، انتخاب کلیدواژگان، شیوهی ویرایش جملات، منظور هریک از انتشار و نگاهشان به مخاطب، و البته ارزیابیشان از موفقیت، از زمین تا آسمان فرق دارد.
هرچه که میگذرد، متنها به آنچه که «تولیدکنندهی محتوا» میخواهند، نزدیکتر شده است. حتی در دانشگاه، «تولید» علم اهمیت یافته و چاپ مقاله مهمتر از بداعت محتوا شده است. معیار دانشگاهی در یک سیستم کمّی سنجیده میشود بیآنکه به دغدغهها توجهی شود؛ همانطور که برای یک تولیدکنندهی محتوا اعداد سئو موفقیتش را نشان میدهد، بیآنکه مهم باشد این مطلب دربارهی خرید یک دمپایی است یا مزیتهای شرکت کلاس یوگا.
تولد هوش مصنوعی نقطهعطف دیگری برای جریان تولید محتواست. تولیدکنندهی محتوا میتواند در یک دادوستد منصفانه با هوشمصنوعی به سودی کلان دست یابد بیآنکه چیزی از دست بدهد، در حالی که دادوستدِ نویسنده با هوشمصنوعی با روح نویسندگی منافات دارد و به مرگ نویسندگی میانجامد.
خلاصه اینکه، شواهد مختلفی حاکی از آنند که درک ما از متن در حال تغییر است و این تغییر، بسیار فراگیر است. اما چه خوب میشد اگر درک نویسندهمدار خود را حفظ میکردیم. چرا که مؤلفبودن نمودی ناب از انسانیتی است که در حال فراموشی است.




