از بایزید؛ چهار درس از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ نقل است که روزی سلطانالعارفین بایزید بسطامی فرمود که «سخن چهارکس به من به غایت تأثیر کرد. اول آنکه طفلی در راهی میرفت و چراغی روشن کرده بود. پرسیدم که ای طفل! این روشنی از کجا آوردی؟ پف کرد و … ادامه خواندن
از بایزید؛ غفلت در تکبیر از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ ابوموسی گفت: شبی بایزید از خانه بیرون رفت. صدای پاسبانی شنید که به تهلیل و تکبیر بانگ برداشته بود. روی … ادامه خواندن
از بایزید؛ چاه و سگ از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ اغلب بایزید -رحمهاللهعلیه- به حج پیاده رفتی؛ و هفتاد حج کرده بود. روزی دید که خلق در راه حج از … ادامه خواندن
از بایزید؛ اسم و استغراق از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ در استغراق چنان بودی که مریدی داشت که بیستسال بود از وی جدا نشده بود. هر روز که شیخ او … ادامه خواندن
از بایزید؛ شیخ و امام از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ نقل است که شیخ در پس امامی نماز میکرد. پس امام گفت: یا شیخ! تو کسبی نیمکنی و چیزی از … ادامه خواندن
از بایزید؛ توصیه به زاهد از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ نقل است که زاهدی بود از جمله بزرگان بسطام. صاحب تبع و صاحب قبول؛ و از حلقهی بایزید هیچ غایب … ادامه خواندن
از بایزید؛ خلعت سگ از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ نقل است که نقل یک روز میگذشت با جماعتی. در تنگنای راهی افتاد و سگی میآمد. بایزید بازگشت و راه … ادامه خواندن
از بایزید؛ پیشین همه کارها از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ نقل است که شیخ گفت: «آن کار که باز پسین کارها میدانستم، پیشین همه بود، و آن رضای والده بود».ادامه خواندن
از بایزید؛ این خلعتم تو دادهای… از دیگران۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ «الهی ریاضت همه عمر نمیفروشم و نماز همه شب عرضه نمیکنم و روزه همه عمر نمیگویم و ختمهای قرآن نمیشمرم … ادامه خواندن
ارگانیسم و مدل علّی از دیگران۴ بهمن, ۱۴۰۲ مدل علّی در توصیف روابط پیچیده ناتوان است. حتی زندگی ارگانیک به معنی حقیقی کلمه را هم نمیتوان در چارچوب … ادامه خواندن